تیامتیام، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

تیام نابغه ی کوچک آسمانی

اعطای موهبتی شبیه به خلقت خودش به مادران

1391/9/16 17:52
نویسنده : مامان نازی
397 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گلم می دونم دیر شروع کردم امیدوارم منو ببخشی.......

روز 25/6/88 بود روزی که دنیای مامان رو پراز شادی کردی مامانی دوران بارداری سختی رو پشت سرگذاشته بودم ویار 6ماهه ی شبانه ورم کم خونی اما وجود تومنو سرشار از امید میکرد هرجا رفتیم با هم بودیم یادته چقدر باهات حرف میزدم بذار یه خاطره برات بگم درست 3روز مونده بود به شکفتنت عزیزم که پوشه ی پزشکیمون گم شدخیلی ناراحت بودم نمیدونستم چی کار باید کنم اما دکتر شفیعی بهم اطمینان خاطر داد که اطلاعات رو ثبت شده داره و فقط چند آزمایش فوری باید میدادم که با درخواست خانم دکتر جوابش زود آماده شدهمه چی آماده بود وامشب من چقدر احساسات عجیب داشتم ساک لوازمت رو آماده کرده بودم و ١٠٠١فکر جورواجور توذهنم بود گاهی خوشحال بودم گاهی می ترسیدم خوابم نمی برد کمی برای سلامتیت دعا کردم وبعد خوابیدم.ساعت ٧ صبح بود که بیدار شدیم وهمراه بابایی ومامان جون و خاله مریم رفتیم بیمارستان و مامانیو آماده کردن برای عمل.بابایی و خاله مریم برای دیدنم قبل از اینکه برم اتاق عمل اومده بودن و چه لحظات عجیبی داشتیم میدونستم که مامان جون طاقت نمی اورد برای همین تو سالن انتظار مونده بود ومن رهسپار اتاق عمل شدم فیلمبردار مدام ازمن سوآل میکرد اما من تو حال خودم نبودم.چشمامو باز کردم و اطرافمو نگاه کردم پرستاری که کنارم بود بهم گفت:تبریک میگم یه دختر سالم وزیبا به دنیا آوردی.یادمه با تموم وجود خداروشکرکردم.

 عزیزم شکفتنت بهاری تازه به زندگی من و بابا بخشید شکفتنت مبارکقلبلبخندهوراتشویق 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

javad
21 آذر 91 14:13
chi shod pas